أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

200

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

به زبان روسى آورده است ، « گوش استر » نيز وجود دارد . برطبق عيسى ، 10 128 و بدويان ، 2458 ، اين Onosma echioides L . است . نسخهء پ اين عنوان را ادامهء عنوان پيشين دانسته است . ( 2 ) . اين عنوان با اندك تغييرهايى در تحرير ، به‌طور كامل از ابو حنيفه ، 66 نقل شده است . 24 . اريد بريد 1 - گلايول خوزستانىها مىگويند 2 كه اين - داروى فارسى است شبيه پياز شكافته و آن را از سجستان مىآورند . ( 1 ) . ديگر شكل‌هاى خواندن : ارتد برند ، ارتد برّيد - غافقى ، 104 ؛ ارند برند - ابن سينا ، 65 ، در آنجا به اشتباه هم‌چون كرچك معمولى تعريف شده است . كازرونى ( 62 الف ) : « آريد بريد » فارسى به معناى « بياوريد ، ببريد » . Vullers ( ، 28 ) ؛ Dozy ( ، 19 ) و بيطار ( 47 ) نيز آن را چنين خوانده و همچون glaieul تعريف كرده‌اند . برخى از منابع نيز اريد بريد را با دلبوث برابر شمرده‌اند ؛ قس . غافقى ، 104 و 246 ؛ جامع ، ابن بيطار ، 19 ؛ و اما دلبوث - Gladiolus communis L . ؛ غافقى ، 246 ؛ ميمون ، 287 ؛ عيسى ، 11 87 : اربريد - Gladiolus communis L . . ( 2 ) . قالت الخوز نك . ص 128 . 25 . ارزّ 1 - برنج آن را رزّ نيز مىنامند مانند آنكه غاز 2 را اوزّ و وزّ مىنامند . مؤلف المشاهير « رنز » را نيز اضافه مىكند . آن را به رومى اريزون 3 ، به سريانى رزّا 4 ، به فارسى برنج 5 مىگويند و براى اينكه با برنج 6 [ آلياژ ] اشتباه نشود آن را گرنج 7 مىنامند . [ برنج ] پوست‌كنده به هندى چاول 8 و پوست‌نكنده شالى 9 ناميده مىشود . دربارهء پوسته [ برنج ] گفته شده كه آن سم است . [ برنج ] بر دو نوع است - سفيد و سرخ ، اما انواع آن در هند بسيار است . پولس دربارهء بدل [ برنج ] مىگويد كه بدل آن جو كوبيده 10 است . لكن چگونه ممكن است : برنج [ خواص ] خشك و گرم دارد اما جو سرد و تر است و فقط در بىپوست بودن و تقويت مشترك‌اند . ( 1 ) . Oryza sativa L ؛ ابو منصور ، 1 ؛ ابن سينا ، 71 ؛ غافقى ، 17 . ( 2 ) . يا اردك - بطّ ؛ بط در فرهنگ‌ها معمولا به معناى « اردك » است و إوزّ يا وزّ - غاز ؛ Lane ، 125 ، 215